صفحه اصلی
نشست تخصصي ماهانة انجمن علمي نقد ادبي ايران و مركز تحقيقات زبان و ادبيات فارسي با عنوان «نظريه و نقد ادبي در ادبيات كلاسيك»، روز چهارشنبه 28/11/88 برگ
1388/12/02

نشست تخصصي ماهانة انجمن علمي نقد ادبي ايران و مركز تحقيقات زبان و ادبيات فارسي با عنوان «نظريه و نقد ادبي در ادبيات كلاسيك»، روز چهارشنبه 28/11/88 برگزار ‌شد. در اين نشست كه با همكاري انجمن علمي استادان زبان و ادبيات فارسي در دانشگاه تربيت مدرس برگزار شد، دكتر ابراهيم خدايار و دكتر مهدي محبتي سخنرانی كردند.

متن سخنراني دكتر خدايار به شرح زير است:

هرچند براي خوانش درست يك متن، داشتن معلومات و دانش‌هاي بديهي زبان و فرهنگي كه متن در آن آفريده شده، لازم به نظر مي‌رسد، اين نوع خوانش‌ها در يكي دو قرن اخير دست‌كم در نزد متخصصان حوزة ادبيات،‌ تقريبا بي‌ارج شده‌است و بي‌فايده. هم‌اكنون اين مسئله كه هر خوانش و ارزشيابي ادبي،‌ بدون داشتن نظرية ادبي و ادراك تئوريك از ادبيات، فاقد هرگونه اصالت است،‌ در بين منتقدان ادبي كاملا پذيرفته شده‌است.

به قول ولك: «نظريه ادبي،‌ ارغنون روش‌ها و نياز عمدة تحقيق ادبي امروز است.» اگر افلاطون در كتاب پنجم جمهوري خود فيلسوف واقعي را كسي مي‌دانست كه «به تفكر در باب حقيقت علاقه‌مند است». ما نيز  پر بيراهه نخواهد بود كه  پيش از هر چيز خواننده و منتقد واقعي را كسي بدانيم كه به تفكر انتقادي دربارة ادبيات علاقه‌‌مند باشد.

فارغ از اين نكتة باريك‌تر از مو كه در عصر جديد برخي از منتقدان صاحب‌نام، سير صعودي تفكر انتقادي دربارة ادبيات را ملازم با سير نزولي تفكر خلاقانه و آفرينش ادبي برابر  دانسته‌اند و با بررسي دوره‌هاي ادبي در ادبيات جهان و ايران صحت بسياري از بنيادهاي معرفتي خود را در صعود و نزول نقد ادبي و آفرينش ادبي نشان داده‌اند؛ به نظر مي‌رسد براي لذت بردن از ادبيات و ارزيابي ارزش واقعي آن،‌ چاره‌اي جز اين نداريم.

درست143سال از طرح نخسستين تئوري نقد ادبي جديد در زبان و ادبيات فارسي مي‌گذرد. آخوندزاده با تأليف رسالة قرتيكا در سال1283 ق/1245ش/1866م، نقد ادبي به مفهوم جديد آن را در ادبيات فارسي بنيان گذاشت. صرف‌نظر از نقش مثبت و انكارناپذير اين رساله در بنيان‌گذاري نقدادبي در ايران، به نظر مي‌رسد، نطفة نقد ادبي در ايران از نظر دارا بودن بنيادهاي فلسفي  بومي و اعتقاد به  ظرفيت‌هاي عظيم فرهنگ و تمدن اسلامي و ايراني،‌ ناقص بسته شده‌است. به‌گونه‌اي كه تبعات آن تا به امروز هم ادامه دارد. تا جايي كه مي‌توان گفت غرب‌زدگي واقعي در حوزة نظر و پشت‌كردن به ظرفيت عظيم ادبيات فارسي، از همين زمان شروع شد. به قول استاد حميديان: اينها، يعني آخوندزاده و پيروانش يافتند كه دليل عقب‌ماندگي ما وجودكساني امثال مولانا و سعدي و حافظ بوده است. وي در ادامه مي‌گويد: اين نهضت بيداري با يك خواب‌رفتگي همراه بود.  وي در مورد ديدگاه آخوندزاده و پيروانش در مورد سعدي،‌ مي‌گويد: تمام حرف‌هاي آنها را بفشاريم، مي‌‌گويند سخنان سعدي يه درد امروز نمي‌خورد و اين يعني نمك خوردين و نمكدان شكستن.

از همان زمان تا كنون دربارة ارزش ادبيات، وجود بنيادهاي نقد ادبي، ادبيات نو و كلاسيك،‌ ديدگاه‌هاي مختلفي در ايران شكل گرفته كه خوشبختانه پس از وقوع انقلاب اسلامي در ايران حركت به سمت كشف ظرفيت‌هاي بومي افزايش يافته‌است. حتي در گذشته نيز كساني بودند كه به گونة ديگري فكر مي‌كردند. يكي از اين نوادر مرحوم رضا سيدحسيني بود كه به شدت به اين مسئله تأكيد داشت

وي در كنار آشنايي با نظري‌هاي ادبي جهان، به ادبيات پربار ايران عشق مي‌ورزيد و عقيده داشت بايد تئوري‌هاي ادبيات كلاسيك ما كشف شود و امروزي گردد تا ما بتوانيم پابه‌پاي پيشرفت مطالعات ادبي در غرب، با بازگشت به فطرت خود، به رشد ادبي دست مي‌يابيم. در مقدمة كتاب مكتب‌هاي ادبي مي‌خوانيم: «اگر ما در گذشته، ادبيات پرباري داشته‌ايم،‌ به سبب پشتوانة قوي و تئوريك آن بوده‌است كه امروزه با اينكه مورد توجه پژوهشگران نغربي است خود ما از آن غافليم و تا اين تئوري‌ها امروزي نشود و ما به فطرت خويشتن بازنگرديم، نمي‌توانيم منتظر باشيم كه تنها با تقليد از ديگران و به‌طور تصادفي به رشد ادبي دست‌يابيم.»

نشست امروز ما در همين باره است. آيا ادبيات كلاسيك، داراي پشتوانة تئوريك بوده است يا نه؟ دلايل وجود و يا عدم آن كدام‌اند؟

سخنران اين قسمت آقاي دكتر مهدي محبتي است كه در سال گذشته با تأليف كتاب دو جلدي پرارج از معنا تا صورت، تلاش شايسته و جانانه‌اي در اين باره كرده است.

 در ادامه دكتر محبتي سخنراني خود را با اين سؤال آغاز كردند: آيا ما در ادبيات كلاسيكمان نقد و نظريه ادبي داشته‌ايم يا نه! و سپس ادامه داد: ما دو دسته نظريه داريم . عده‌اي قائل به اين مسئله بوده‌اند كه نظريه و نقد ادبي در ادبيات كلاسيك نبوده و نيست و عده‌اي مي‌گويند كه بوده و هست. دكتر محبتي در سخنراني خود با بيان تفاوت مفهومي نظريه و نقد ادبي در ايران و غرب افزودند: نقد و نظريه ادبي در ادبيات كلاسيك وجود داشته‌است؛ اما چون با معناي رايج در غرب منطبق نيست دليل بر نبود آن نيست؛ بلكه چارچوب و ويژگي‌هاي خاص خود را دارد. وي با اشاره به شكوه ادبيات ايران و شهرت آن در جهان به دليل تأثير‌گذاري، ماندگاري و تناسب هندسي و زيبايي آنها (يعني خواص بپسندند و عوام بفهمند)، به بررسي سرچشمه‌هاي نقد و نظريه ادبي در ايران پرداخت و هشت منبع مهم را در اين زمينه برشمرد: 1. آثار منظوم، 2. آثار منثور، 3. تذكره‌هاي ادبي، 4. آثار عرفاني، 5. آثار منشيانه،‌ 6.دستورنامه‌ها،7. تاريخ‌ها، 8. آثار حكمي و فلسفي.

      پايان نشست با پرسش و پاسخ بين حضار  بود. يادآوري مي‌شود متن كامل سخنراني دكتر محبتي متعاقباً در اختيار عموم قرار گرفت.

کلیه حقوق این وب سایت محفوظ و متعلق به انجمن علمی نقد ادبی ایران است
  طراحی و پیاده سازی سایت: نوآوران فناوری اطلاعات آناهید